از لومان تا سنگماشه
احمدي رشاد
بعد از سالها هجرت ودوري از وطن وزادگاهم ، در سال 1387 باز مي گشتم با ورم نمي شد زادگاهم مكان سر سبز با هواي خنك تا بستاني اش بسيار دل انگيز ودوست داشتني بود ديوار منزلي آبايي ام قدري پخچ و پهن جلوه ميكرد، بي جهت هم نبود من سالها از اين آب وخاك دور بودم.
مردم خوب ودوست داشتني آن مرا به شدت گرامي ميداشتند و با نگاههاي محبت آميز خود در واقع، مرا بيشتر ورنداز ميكردند تا شايد قيافه ام را با تصوير ذهني ايشان، در گذشته مقايسه كنند مردم خوشحال بودند . ومن نيز خودم را در جمع آنان بسيار خوشحال مي ديدم.
از فرداي آن روز ديدار هاي اقوام، مردم محل وزادگاهم شروع شد اين ديدار ها آنچنان پرشكوه وصميمي برگزار ميگرديد كه من زمينه را بسيار مناسب يافتم تا در حد توان مسايل مذهبي وديني را در اين محافل ومجالس طرح كنم وزمينه هاي تعامل فكري را با مردم كه از دور ونزديك مي آمدند وبقول خود شان روحاني كه تازه از قم آمده را ملاقات نمايند؛ فراهم كنم.
ديدارها…..
انگاه كه من مجالس ديد وبازديد ها را بسيار شلوغ ومناسب يافتم شروع كردم به تبليغ احكام ومسايل ديني،مسايل جوانان، مسايل سياسي وكشوري ، البته من در ايام تحصيلم به تجربه تبليغي ناييل امده بودم كه از تبليغ مستقيم، حتا طرح مستقيم احكام ومسايل جوانان بايد پرهيز نمايم؛ بهمين دليل تلاش ميكردم در قالب داستان وطرح رمانتيك مسايل، ابتدا عطش شنيدن مطالب را كه مي خواستم بگويم فراهم مينمودم وآنگاه نكته اخلاقي، علمي وسياسي را كه مي خواستم بيان ميكردم اين روش من بسيار موثر واقع گرديد وبعد ازآن در مجالس، بيش از آنكه من به طرح مسايل بپردازم، به سوالات مردم پاسخ ميگفتم يعني در واقع افكار وانديشه هاي آنان را به سمت مطالب تربيتي ،اخلاقي وديني سوق داده بودم وآنان خود، طرح سوال ميكردند. با اينكارم من به دو موفقيت دست يافته بودم كه فكر ميكنم براي مبلغان ديني بسيار راهگشا است.
1- از نظر ارتباطي به برقراري ارتباط دوطرفه توفيق يافته بودم ومردم به راحتي بامن به تعامل مي پرداختند، مشكلات خود رابامن در ميان مي گذاشتند واز من راه حل ميخواستند. اين نوع ارتباط بدليلكه توجه مخاطبان را جلب ميكند واحساسات آنان را بر مي انگيزد، بسيار ارتباط موفق ميباشد.
2- از نياز هاي رتباطي، فرهنگي، طرز نگاهها، نحوه اي فكر وانديشه آنها آگاهي يافته بودم واين امر، براي يك مبلغ، ضروري ولازم است تا مطالب علمي، فرهنگي، احكام ومسايل ديني را مطابق نياز ها ي مردم،وبه اندازه فهم ودرك آنان ومجال ضرفيتي وحوصله اي آنان، طرح نمايد والا تبليغ به ضد تبليغ تبديل خواهد گرديد.
اين جلسات (ديد وبازديد) ها تا يك هفته بطول انجاميد ومن در اين محافل به مدت ده تا پانزده دقيقه به تبيين مسايل ديني، فرهنگي، علمي واحكام مورد نياز مردم مي پرداختم كه بسيار مورد استقبال قرار گرفت.ومردم از نحواي طرح مطالب وموضوعات ارايه شده بسيار راضي بودند وحتا برخي از شركت كننده گان ابراز ميداشتند؛ تا حالا اينگونه مباحث، با اين شيوه براي ماها گفته نشده است.
دعوت ها......
بعد از اتمام ديدارها دعوتها شروع گرديد، ظاهرا مردم از ديدارها ومطالب كه درآن جلسات طرح گرديد بسيار خوش بودند وبازخورد پيامهاي تبليغي من خود را آشكارا برمن ، نشان ميداد بهمين دليل در مراسمها معمولا مردم از من نام مي بردند كه ايشان دعوت است يانه ؟ اگر جواب مثبت بود بسيار جلسه شلوغ ميگرديد.
اولين مراسمي كه من در آن صحبت كردم مناسبت 27 رجب مبعث رسول گرامي اسلام بود كه در حسينيه جديد التاسيس قريه اي سنگجوي لومان برگزار گرديده بود. من در اين مراسم پيرامون مسايل روز بويژه راهكار هاي استفاد صحيح از رسانه هاي ارتباط جمعي، سخنراني كردم اين سخنراني بدليلكه ناظر به مسايل روز ونيازهاي فرهنگي مردم بود بسيار خوب صدا كرد وبازخورد آن را فرداي آن روز در ميان مردم ديدم مرد ميانسالي ازهمان قريه بامن صحبت كرد كه آقاي... تاحالا هرچه ازعلما شنيده بوديم رد وانكار رسانه ها ومخالفت علني با استفاده تلويزيون وديشها بود، براي اولين بار بود كه شما راههاي استفاده درست از رسانه را طرح كرديد ومطالب خوب ومفيدي را براي مردم بيان كرديد لذا؛ مردم بسيار راضي هستند. بعدها كساني از من تشكر ميكردند؛ كه در مراسم حضور نداشتند ولي نوار ويد يويي مراسم را از حسينيه گرفته وگوش داده بودند.
دومين مراسم مهم وشلوغي كه درحدود 500 نفر زن ومرد در آن شركت كرده بودند، مناسبت نيمه شعبان بود كه درهمان حسينيه قبلي برگزار گرديد ومن پيرامون تفكر مهدوي مباني وويژگيهاي آن سخنراني كردم.در اين مراسم كه ملاامامان مساجد مناطق مختلف لومان، حضور داشتند در پايان مراسم جلسه پرسش وپاسخي براي آنان ترتيب داده شد كه من به سوالات ديني،علمي وفرهنگي ملاامامان مساجد پاسخ گفتم.
اين دعوتها تا 30 جلسه در مناطق مختلف لومان ادامه پيداكرد ومن در همه اين مراسم ها براي روضه خواني وسخنراني دعوت ميشدم ودر اكثر اين مراسمها حضور جوانان بسيار با شكوه بود كار منحصر بفردي كه من انجام داده بودم آن بود كه مردم را به شدت درگير كرده بودم زيرا؛ نيازهاي آنان را طرح ميكردم وآنان بخاطر كه با اين گونه مسايل، درگير بودند، ذهن آنان به انبان از سوال، شبيه بود كه فقط مهارت ميخواست تا فردي سر اين انبان سوالات را باز نمايد، ومن اين توفيق را پيدا كرده بودم شايد باور تان نشود خانمهاي بودند كه در راه وقتي من را مي ديدند ومي شناختند؛ مسايل تربيت كودكان خود را از من سوال ميكردند بدليل كه من در چندين جلسه پيرامون تربيت كودكان در اسلام، مكاتب روانشناسي و جامعه شناسي صحبت كرده بودم وآنان، با سوالات كه در تطبيق گفته هاي من در خانه با آن مواجه ميشدند، را از من سوال ميكردند.
مسافرتها....
در دنياي جديد بدليل تنوع وتكثر پيامهاي ارتباطي، مبلغان ميبايد پيامهاي خود را در بازار پيام عرضه كنند تا مردم از ميان انبوهي متراكم پيامها، پيام مورد نظر خويش را انتخاب نمايند به عبارت ديگر،در گذشته مخاطبان بدنبال مبلغان ميرفتند تا پيام مورد نظر خويش را از آنان دريابند، اما با ورود رسانه هاي ارتباط جمعي الان،اين مبلغان است كه بايد بدنبال مخاطبان بروند ودر واقع، بازار يابي پيام الان به يك ضرورت روز تبديل گرديده است. ارتباطگري اگر بخواهد پيامش را به مردم بدهد، نتنها ميبايد به تازگي پيام، اتقان كلام، منبع مستند،تناسب بانيازها، توجه داشته باشد كه؛ براي ابراز وارسال پيام خود بازار يابي نيز بنمايند.
بنا بهمين ضرورت، علي رغم اصراري مردم قريه ايكه در آن بودم،من به مسافرت پرداختم تا با امكنه اي فرهنگي بيشتر ارتباط بگيرم ومحافل فكري مختلفي را ملاقات نمايم لذا اولين مسافرتم در سنگماشه مركز جاغوري بود.
سنگماشه؛ مركز جاغوري در سالهاي اخير تحت تاثير تحولات مدرنيته، تغييراتي زيادي بخود ديده است گرچند نميشود گفت، كاملا؛ مدرن وجديد گرديده است اما ميتوان در آنجا آثار از موسسات خارجي موسسات فرهنگي وآموزشي، آموزشگاههاي انترنيت وزبان خارجه ي زيادي را مشاهده نمود، كه به تسريع گامهاي اين منطقه، بسمت مدرن وجديد شدن كمك ميبكند.
جاغوري امروزه باداشتن بيشترين دانشجو در سطح كشور،موسسات فرهنگي وآموزشي زياد، به يكي از مراكز مهم فرهنگي تبديل شده است مردم جاغوري بدليل مسافرتها ومهاجرتهاي زياد به كشورهاي خارج ومراودات شهري بيشتر، در داخل كشور، تا اندازه اي با فرهنگ ممتاز شهري وحقوق شهروندي آشنايند وگذشته از آن نوع پوشش،پخت غذا وتنوع رفتارها و سليقه ها نشان ميدهد كه مردم از جامعه روستايي در حال فاصله گرفتن است.
علاوه بر تعداد زيادي مدرسه هاي دولتي وليسه هاي كه وجود دارد مراكزفرهنگي وحوزه هاي علمي ديني بسياري در جاغوري فعاليت ميكند كه ضمن حفظ روح رقابت مثبت آموزشي، از وحدت وهمكاري خوبي در سطح ولايتي(استاني) برخوردارند وتمامي مناسبتهاي مذهبي وملي با همكاري تمامي اين مراكز برگزار ميگردد. اينگونه نيست كه فقط حوزه هاي ديني سهم بگيرد بلكه تمامي اين مراكز، اعم از معلمان مدارس واساتيد حوزه هاي علميه سهم برابر ميگيرند.
از اقدامات خوب كه در سالهاي اخير به همت مجمع علما وطلاب جاغوري مقيم قم با همكاري علماي داخل انجام گرفته است برگزاري سيمنارهاي علمي در مناطق مختلف جاغوري ميباشد كه علي رغم كاستيهاي فراوان وفقدان امكانات لازم، سهم بسزاي در ارتقاي سطح فرهنگي اين منطقه داشته است .واز همه مهمتر، اينكه روش جديدي را براي تبليغ پيام ديني در معرض تجربه قرار داده است كه در نوع خود قابل ستايش است.
من امسال دراين سيمنار شركت داشتم وعضو هيات علمي آن بودم كه در جلسه پرسش وپاسخ آن شركت داشتم وبه سوالات متنوع علمي،فرهنگي،ارتباطي ورسانه اي شركت كنندگان پاسخ دادم. بنظر من به رغم نقايص زيادي كه دارد گام مهمي به سمت ارايه تبليغات نوين ديني ميباشد.
از مراكز مهم فرهنگي ديگري جاغوري مجتمع علمي، فرهنگي، آموزشي وديني جاغوري است كه توسط آيت الله افتخاري ساخته شده است وهم اكنون متولي آن آقاي ميرزايي است ايشان كه امام جمعه مركز نيز هست مراكز ومدارس ديگري را هم در اين مجتمع، هدايت ميكند مثل آموزش خواهران طلبه وبرادران طلبه هركدام در بخشهاي جداگانه،مركز پاسخ به سوالات ديني، مسجد جامع، كتابخانه عمومي واماني وغيره كه درنوع خود بسيار جالب وقابل تمجيد است.
از مراكز مهم فرهنگي ديگري جاغوري مهديه جاغوري است كه در بخشهاي مختلف ديني ، آموزشي وفرهنگي فعاليت ميكند ومسيو ليت به عهده حاجي فصيحي روحاني كهنسال وپسران روحاني اش، ميباشد. هم اكنون تعداد زيادي طلبه دران مشغول تحصيل هستند.
مركز ولسوالي هم اكنون در دست ساخت است وكارمندان دولتي در مراكز استيجاري زندگي ميكنند با تعداد از مقامات دولتي صحبت نمودم آقاي احساني جوان خوش چهره اي است كه معاونت اجرايي والسوالي را بعهده دارد،وي كه سابقه طلبگي راهم دارد ليسانس معارف رادارد.
معاون والسوال از اوضاع امنيتي كشور، شكوه ميدارد ونيروهاي خارجي را ضعيف ومقصر ارزيابي ميكند. او اعتقاد به تبليغات ديني به سبك سنتي دارد وميگويد مردم از سطح فرهنگي نازلتري برخوردارند وباهمان شيوه هاي قديمي مانوس هستند. گذشته از آن سيمنار هاي علمي در صورتي از موفقيت برخوردار است كه علما حضور مداوم در منطقه داشته باشد . در گفتگوي با او قسمت دوم صحبتهايش را تاييد ميكنم.
با مدير مالي مركز مشهور به مامور عزيز الله نيز صحبت نمودم او كه از ماموران(كارمندان) سابق دولتي وبرادر من ميباشد، طرفدار تبليغات ديني به سبك جديد است وي معتقد است كه دوره منبر وسخنراني به سبك قديمي بسر رسيده است هم اكنون بايد با زبان وادبيات معاصر وجديد با مردم جاغوري سخن گفت. مردم جاغوري، مردم فرهنگ دوست وآگاهي هستند.
نكته قابل تذكر آنكه در سالهاي گذشته گزارشهاي را از افغانستان ميخواندم كه پيرامون جاغوري اخبار دوراز واقعي را انعكاس ميدادند ومن دراين مسافرت، در جستجوي آن بودم كه كساني را كه مسيحي شده اند بيابم وبا آنان صحبت كنم اما وقتي وجود چنين افرادي را از مردم جويا ميشدم مردم مي خنديدند وتعجب مينمودند.!
واقعيت آنست كه مردم افغانستان در مجموع ديندار ترين مردم در جامعه اي اسلامي است ومردم جاغوري نيز از اين چمبره خارج نيستند ومن دينداراني را ميديدم كه در شبهاي رمضان چراغهاي شان روشن بود روزه ميگرفتند ،دعا ونيايش ميكردند، در بازارهاي جاغوري فردي كه روزه خودرابخورد ديده نميشود در حاليكه هيچ اجباري در كار نيست وكسي اگر اقدام به روزه خوري هم بنمايند فكر نمي كنم از طرف نيروهاي دولتي تحت تعقيب قرار بگيرد اما مردم خود، به وظايف ديني وانساني خويش عمل ميكنند. واين مردم ديندار ومتدين، هيچگاه مسيحي نشده اند ومركز مسيحي كه فعاليت ديني وتبليغي در جاغوري بنمايند، نيز؛ اصلا وجود ندارد.
با حاجي سعادت از معاونان حزب وحدت صحبتي پيرامون هويت ديني وچگونگي انجام اعمال عبادي در جاغوري داشتم وي مي گفت: دين جز مولفه هاي مهم هويتي اين مردم ودر گوشت وپوست واستخوان مردم ريشه دارد. ومردم اعمال عبادي خود را به نيكي انجام ميدهند وبه نمازهاي جمعه شركت ميكنند.
غجور؛ بازار غجور را در نوار شرقي جاغوري قبلا ديده بودم اما اكنون، هتلهاي شيك ومدرن بانماي كاشيكاري شده وشيشه اي، دكانهاي پخته وزيباي كه از سيمان وآهن كه بصورت دوطبقه، سه طبقه وبعضا در چهار طبقه در حال ساخت است قواره اي اين بازار را كاملا عوض كرده است حسينيه اي در داخل بازار توسط بازاريان ساخته شده است كه مجهز به سرويس بهداشتي است وموجب سهولت در رفع اضطراريها گرديده است كه روش بهتر از دستشويي صحرايي است كه در افغانستان معمول است. درب اين حسينيه هميشه بازاست ومردم در داخل آن به عبادت مي پرداختند براي نماز وقتي به داخل آن رفتم با جانمازهاي زيادي مواجه شدم كه از هداياي بازاريان بوده ومن برآن جانمازهاي پاكستاني نماز خواندم.
در داخل بازار، اجناس لوكس وقشنگ نسبتا با قمتهاي مناسب زياداست امسال بدليل تورم جهاني گندم وآرد تا اندازه كم يافت وگران بود اما اجناس ديگر فراوان وبصورت انبوه در بازار وجود داشت.
مهمترين نگراني مردم را در اين بازار، امسال فقدان امنيت وكمبود آرد وگراني آن، شكل ميداد كه خانواده ها با نگراني اخبار آرد وغله ونا امنيها در راههاي مواصلاتي جاغوري را دنبال ميكردند.
ازمراكز مهم آموزشي غجور، دارالمعلمين آن استكه داراي چهار ساختمان، در فضاي باز ومساعدي در ضلع جنوب غربي بازار ساخته شده است اين تاسيسات كه داراي دو ساختمان آموزشي ويك ساختمان ليليه براي دانشجويان ويك ساختمان اداري دوطبقه ي زيبا ، ميباشد براهميت فرهنگي،زيبايي وشلوغي اين منطقه تجاري كمك شاياني كرده است.
مديريت دارالمعلمين را شخصي بنام رشادت فارغ التحصيل رشته اي ادبيات بعهده دارد او كه فردي مصمم وجدي نشان ميدهد از پذيرش تعداد زياد دانشجويان، در سال جديد سخن ميگويد كه بنا است دپارتمنت هاي علمي ازجمله الهيات را در سال جديد راه اندازي نماينداو ميگويداين مركز آموزشي نيازمند يك روحاني است كه مدرك كارشناسي را دارا باشد والهيات را تدريس نمايد. كه خوشبختانه بعدا شخصي بنام كاملي معرفي شده بود.
از مراكز مهم علمي ديگري غجور مدرسه علميه ، دارالقران وكتابخانه اي عمومي غجور است كه توسط اقاي استاد سعيدي علياتو در حال ساخت است اين تاسيسات ديني كه درشرق دارالمعلمين وضلع جنوب شرقي بازار واقع است مساحتي به اندازه دارالمعلمين را در اختيار دارد. در صحبتي كه من با استاد سعيدي داشتم وي نويد ساخت كلينيك،توسعه مدرسه وساختن فضاي سبز براي اين مركز را هم دادند.
غجور در 20 سال قبل قبر يك سيدي بود كه بنام مزار ياد ميشد ودر كنار آن تعدادي كمي دكان گلين وجود داشت اما امروزه به يك شهرك تبديل گرديده كه شبها مسافرين زيادي در هوتلهاي آن بيتوته ميكنند وروزها تعداد زياد كارگران از ساحات شهرستان ومركز هزارجات، به كارگري مشغولند. اين منطقه بدليل وسعت نسبي خاكي، پتانسيل مناسب ايجاد مراكز وتاسيسات دولتي رادارد. هم اكنون فرودگاه در دست تاسيس جاغوري، در اين مكان موقعيت دارد ودر آينده احتمال ايجاد مراكز مهم ديگري، فرهنگي وديني در اين شهرك مي رود.
فعاليتها.....
لومان جايست كه من در آنجا زاده شده ام وبزرگ شده ام بهمين دليل، مركز فعاليت من در اين منطقه واقع گرديده بود وطبعا با روحيات واخلاق اين مردم بيشتر آشنا بودم لذا برخلاف گفته هاي كه مردم از روحانيت بيزارند ومتنفرند؛ من با بيشترين احترام وگراميداشت مردم مواجه بودم به عقيده من، روحانيكه به وظايف ديني وميهني خويش عمل نمايند، محبوب قلوب مردم خواهدگرديدومردم اورا الگو وراهنماي خويش خواهند ساخت.
1- ليسه زكور؛ اين مدرسه كه خودم هم زماني در آنجا تحصيل ميكردم امروزه بسيار شلوغ است ودر دو شيفت بعد از ظهر وپيش از ظهر فعاليت ميكند ودر حدود 500 نفر متعلم دارد كه 200 نفر آن رادانش آموزان دوره راهنمايي ومتوسطه تشكيل ميدهد.مديريت آن را شخصي محترمي بنام حكيم خان رحماني بعهده دارد او كه از معلمان مسلكي وفارغ التحصيل دارالمعلمين كابل است، رابطه بسيار خوب وعاطفي با دانش اموزان اين مكتب دارد بار اولي كه در مدرسه رفتم مورد استقبال گرم آقاي رحماني قرار گرفتم اواز من تقاضا كرد كه جلسه اي با دانش آموزان داشته باشم من موافقت خود را اعلام كردم وقرار قطعي جلسه را تعيين نموديم در روز موعود وقتي جلسه داير گرديد من با انبوهي از مشتاقان علم وآگاهي مواجه شدم كه از جلسه وصحبت با آنان خيلي لذت بردم.
بچه هاي بودند كه كتابهاي آقاي مطهري ، سروش وبرخي دانشمندان اسلامي را دقيق مطالعه كرده بودند سوالات از من ميكردند؛كه نشان ميداد حاصل كلنجار فكري وديالكتيك ذهن خلاق خود شان مي باشد از همين رو من علاقه پيداكردم جلسات بيشتري با آن عزيزان داشته باشم.
من در مدتي كه بودم كلاسهاي اعتقادي، اخلاقي وارتباطي ر مدرسه داشتم كه در مورد نحوه استفاده از رسانه هاي جمعي در عصرجديدصحبت ميشد ونحوه رابطه انسان با جامعه وبا خانواده ،مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مورد بحث قرار ميگرفت ومن باتعامل فكري آنان سعي ميكردم مشاركت فكري وعلمي آنان را بيشتر جلب نمايم واين موفقيت بزرگ من بود كه با زبان انها همگام شده بودم.
2- ليسه اناث؛ اين ليسه در حدود يازده سال ميشود كه راه اندازي شده است وامسال كلاس دوازدهم دختران راهم برگذار كرده است وهنوز فارغ ديپلمه نداشته است بخلاف ليسه زكور كه تمامي فارغين آن سال گذشته در دانشگاههاي كشور، در رشته هاي دلخواه خود قبول گرديده اند.در اين ليسه در حدود100 نفردانش آموز دارد كه در شيفت قبل از ظهر مشغول تحصيل بودند وبعد ازظهر مدرسه در خدمت دانش آموزان دوره ابتدايي دختران بود.
در اين ليسه من با اصرار مدير آن فقط دوجلسه تواستم داشته باشم كه پيرامون احكام جوانان وبرخي سوالات علمي وديني دختران صحبت كردم وبيشتر از آن، من رسيدگي نمي توانستم گرجند مدير ان نيازهاي زياد ليسه دختران را مطرح كرد واز جمله نماز ظهر را كه ميخواهيم به جماعت برگزار گردد اما روحاني نداريم كه من روحاني خوبي را از منطقه خود، فرستادم تا نماز هاي ظهر به جماعت خوانده شود. دختران اين مدرسه از لحاظ رعايت حجاب وپوشش اسلامي قابل تاييد بود زيرا الگوي پوشش در مدارس براساس الگوي بومي طراحي گرديده و قابل قبول است.
3- جامعه الزهرا ؛ اين مدرسه ديني دخترانه لومان كه بتازگي فعاليت خود را آغاز نموده توسط حجه الاسلام حاجي فياض از روحانيون مبارز منطقه ساخته شده است اين مدرسه تازه تاسيس كه هم اكنون در حدود 30 نفر طلبه دارد در منطقه موقعيت ممتازي پيدانموده است با اينكه سال اول آن بود اما تعداد زيادي از خواهران براي تحصيل درآن مدرسه، مراجعه كرده اند. من بخشي از فعاليتم در اين مدرسه بود وبراي خواهران طلبه درسهاي انسان شناسي، اخلاق وآداب اجتماعي درس ميگفتم كه خيلي مورد استقبال خواهران طلبه واقع گرديد.
مديريت آموزشي اين مدرسه را حجه الاسلام آقاي مصباح از فضلاي تحصيل كرده اي قم بعهده دارند ايشان كه امام جمعه لومان هم ميباشد هميشه در منطقه بوده وبسيار در نزد مردم به خيرخواهي وخدمت به خلق خدا شهرت دارد ودر واقع محبوب مردم منطقه ميباشد.
از اساتيد ديگر كه در اين مدرسه ديني خواهران فعاليت ميكند آقاي عبدالهي قاري وحافظ قران كريم هست وهمينطور طلبه اي جوان ديگر بنام حكيمي كه در ليسه زكور هم، معلمي دارند. از مراكز مهم ديگر لومان كه در اين منطقه بنا است ايجاد گردد مصلي نماز جمعه لومان است كه كلنگ آن به زمين زده شده اما بدليل كمبود امكانات هنوز ساختمان ان به انجام نرسيده است.
در كنار مجموعه از فعاليتهاي كه داشتم جلساتي، نيز؛ بامعلمان مدارس ومكاتب تحصيلي داشتم ودر اين جلسه ها به روشهاي جديد آموزشي اشاره نموده ومعلمان را از تنبيه كودكان ودانش آموزان برحذر داشتم. طرح مباحث روشهاي اموزشي براي معلمان مكاتب واساتيد مدارس ديني بسيار جالب ومورد استقبال واقع گرديده بود.
برداشها....
1- امنيتي؛ افغانستان امروز را از لحاظ امنيتي بسيار در حد پايين ميشود ارز يابي كرد بگونه ايكه در سطح كشور هيچ روزنه اي قابل اتكايي وجود ندارد تا براساس آن بشود ضريب امنيتي را در اين كشور تحليل كرد. سياستها وتمهيدات امنيتي نيروهاي حافظ صلح بين المللي، به بن بست انجاميده است واز سويي ديگر امريكاييها با جامعه اروپا در مورد شيوه ها وسياستهاي اجرايي ، به شدت اختلاف دارند. امريكا وانگليس هردو در برخي مناطق به كمك نيروهاي طالب مي شتابند واصلحه ومهمات در اختيار طالبان قرار ميدهد.آنسانكه در برخي مناطق، به طالبان انگليسي وطالبان امريكايي مشهور گرديده اند.
2- اقتصادي؛ در افغانستان هيچ توليدي ملي وجود ندارد باتوجه به آسيب ديدگي زير ساختهاي اقتصادي در طول سالها جنگ، خشك سالي وفقدان انگيزه براي توليدات زراعي بخاطر سود اندك محصولات زراعي، توليدات محدود كشاورزي كه در مناطق مختلف انجام ميگرفت، هم؛ بسيار كاهش يافته است. از همين رو افغانستان فعلي، يك جامعه است كه 95 درصد وابسته به خارج است. متاسفانه تمامي اجناس وكالاهاي موجود آن را كالاهاي توليدي خارجي تشكيل ميدهد. از اين جهت آگاهان جامعه همواره ابراز نگراني ميكنند كه متاسفانه دولت هيچ اقدامي در جهت تشويق مردم به توليدات ملي انجام نمي دهد.
3- فرهنگي؛ از لحاظ فرهنگي جامعه افغانستان به شدت تكان خورده است وجود وحظور موسسات فرهنگي خارجي تعدد وتكثر رسانه ها باعث گرديده كه مردم بيكباره از دل خواب دراز مدت غفلت، كنده شوند وخويش را از قافله تمدن بشري بسيار عقب مانده احساس كرده اند ازهمين رو تلاش ميكنند ضمن حفظ ارزشهاي ملي وبومي خود خويشتن را به قطار تمدن بشري واصل سازند. ابعاد مختلف اين بيداري را در عرصه هاي مختلف اجتماعي ميشود ملاحظه كرد از شهرسازي وتعميرات شخصي گرفته تا رفتارهاي اجتماعي همه بنوعي بيانگر تكانه اي است كه مردم خورده اند.
4- آموزشي؛ امروز ما در افغانستان با نسلي مواجه ميشويم كه نسل سخت كوش وفرزندان محروميت ومهاجرتند فرزندان كه در كشورهاي خارج رفتارهاي شايسته وانساني با آنها نشده است نسل درد مند وآگاه كه دوست دارند خود سرنوشت خويش را بدست گيرند. بهمين دليل مردم افغانستان، اگرنان شب خود را پيدانكنند ولي فرزندش را به مدرسه مي فرستد تا در آينده شاهد محروميت وفقر نسلهاي آتي نباشند.
من در كابل با دانشجوياني صحبت كردم كه از افغانستان اباد ومترقي سخن بميان مي آوردند وبر سالها جنگ وويراني سخت افسوس ميخوردند آنان عزم جدي خود را براي ساختن خانه آينده نشان ميدادند وتمامي دانشجويان از هر قوم ونژادكه هستند در كنار هم براي ساختن فرداي بهتر درس مي خوانند.
5- ارتباطاتي؛ در سالهاي اخير با رشد ارتباطات وفناوري اطلاعات افغانستان دچار دگر ديسي عميقي در اين عرصه ها گرديده است رواج روبه تزايد فيلم ها وويديو ها،تلويزيونهاي خصوصي ودولتي، دشهاي ماهواره اي ، ورود موبايل وتلفنهاي همراه وبرقراري شبكه اي هماهنگ اتصالاتي وارتباطاتي در كشور، فرهنگ جديد ي را ايجاد نموده است فرهنگ مدرن وجديد نسبتا شهري كه با ارزشهاي بومي عجين گرديده و جوانان را با دنياها، آرزوها وروياهاي جديدي آشنا ساخته است.
از همين رو ، تكثر وتنوع پيامهاي ارتباطي، فرهنگي وديني به رشد وارتقاي سطح فرهنگي ورفتاري مردم منجر گرديده وبرخي آداب ورسوم غلط اجتماعي را، از ميان برداشته است. بنا براين در افغانستان نسلي ديگري در راه است نسلي منتظر كه هم، غربيها به انها دل بسته اند؛ تا بكمك رسانه هاي ارتباط جمعي خود فرهنگ غرب را استيلا بخشند، وهم مردم افغانستان منتظر آن نسل است نسل درد ديده وزجر كشيده اي كه زخمهاي ناسور مردم را درمان كنند وبه دفاع از مردم ، فرهنگ وتاريخ خود خانه اينده خود را آباد ومترقي بسازند. بهر حال نسلي جديدي در راه است. والسلام
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه نهم مهر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
ازغرق کردن کتابهای پارسی در آب هیرمند تا
ترور شخصیتی نویسندگان زبان پارسی«دری»
تذکر: مطلب ذیل در سایت آریانا انعکاس یافته بود که به دلیل اهمیت آن و مظلومیت زبان وادب پارسی دری در کشور، در وبلاک راه روشن به نشر سپرده شد
بی بی سی خبر داد که یک محموله ۲۵ تنی کتابهای فارسی نویسندگان تبعید شده افغانستانی درایران که بوسیله ابراهیم شریعتی به کشور وارد شده بود، درنیمروز توقیف وبا غرض ورزی درآبهای هیرمند غرق گردید٠
نوشته شده توسط صادق در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
احمدي رشاد در گفتگو با سايت جاغوري فرهنگ
آقاي احمدي رشاد كار شناس ارتباطات و فرهنگ كه بتازگي از سفر داخل بازگشته اند ودر همايشي در مدرسه حجتيه شركت كرده بودند، سايت جاغوري فرهنگ با ايشان، در مورد تاثيرات تكنولوژي جديد پيام بر فرهنگ عمومي، مصاحبه ي داشته اند، كه بدليل تازگي كلام ايشان ونكاتي كه در مورد وضعيت فرهنگي داخل كشور، در اين گفتگو پوشش داده شده بود، لازم ديده شد اين گفتگو را براي خوانندگان ابراز، نيز انعكاس بدهيم.
نوشته شده توسط صادق در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
سخنی باشاعران معاصر!
نقد گونه ای بر رویکرد جریان شعری معاصر
هویدای عزیزسلام !
دنیای سایبر، فضای مناسب نقد وگفتگو میباشد. نقدهای عالمانه وفارغ از غرض ورزیهای جانبی، می تواند در گشایش افقهای علمی، ادبی وهنری جدید موثر واقع شود. از سوی دیگر، شیفتگیهای افسونگرانه، که موجب تابو شدن شعر میگردد، را جهت عقلانی وعلمی ببخشد.
شعر میراث عظیم وماندگار بشری است . به رفتارهای قیم مابانه وغیر عالمانه نیاز ندارد آنگونه که برخی دوستان وشیفتگان شعر وشاعری به دفاع ازجریان شعر، بر می خیزند ؛ تصور فرزند خواندگی شعر را در ذهن می آفریند؛ انگار جریان شعر زاده وپرورش یافته دست مبارک آنان است.
نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
جالهاي فرهنگي يا تارهاي عنكبوتي؟
احمدي رشاد
روشني:
اگرجهاد افغانستان را بمثابهي يك انقلاب، در نظر بگيريم كه نيروهاي مشخصي در آن، در جستجوي ايجاد، خلق و تثبيت نظام اجتماعي جديد بجاي نظام اجتماعي حاكم، بودهاند. آنگاه همانند هر انقلاب ديگر، دارايي ابعاد مختلف و متنوع فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و آموزشي ميگردد كه بررسي دقيق و جز نگرانه هر كدام اهميت گران سنگ پيدا ميكند.
رويكرد فرهنگي هر انقلاب، گستردگي، عمق و ژرفناي آن، بستگي پيوسته و تمام عيار، با اصل جريان انقلاب، تفكر حاكم و وفاداري تودهها دارد و البته كه اين وابستگي و پيوستگي، متقابل و دو سويه ميباشد.
جهاد افغانستان گرچند به عنوان يك خيزش جمعي، در قبال يك اقدام تجاوزكارانهي خارجي، دفاع از اعتقادات ديني و ارزشهاي انساني، پديدآورد اما ايجاد تغيير در نظام فرهنگي و سوق دادن جامعه به سمت مضامين فرهنگي جديد و انقلابي، مورد نظر نبوده بلكه آن چه در اين رستاخيز جمعي و جنبش ضد استعماري به عنوان اولويت نخست رهبران و جهادگران محسوب ميشده همانا دفاع از تماميت ارضي، استقلال سياسي و ايجاد حاكميت جديده بوده و بس.
بنابراين از منظر و ديدگاه ما، رويكرد فرهنگي جهاد و انقلاب، در فرايند جهاد و ديدگاه متفكران انقلابي خود، يك هدف فرعي، تبعي، مقطعي و غير جدي تلقي شده به همين دليل جهادگران نه تنها كار فرهنگي نكردند بلكه در غفلت فرو رفته و هيچ تدبيري در عرصهي فرهنگ، از خود بروز ندادند و اين غفلت تا آن جا ادامه پيدا كرد كه براي آموزش، تربيت و كادر سازي فرهنگي و علمي جامعه انقلابي آيندهي خود هيچ اقدام بنيادي و سرمايه گذاري اساسي انجام ندادند.
اما اين كه چرا در ديدگاه رهبران جهادي و جهادگران انقلابي ما، روي آوردن فرهنگي، كم ارزش و بي قيمت جلوه نموده بود، موضوعي است كه قلم حاضر با نگرش نقادانه به بررسي نظري آن پرداخته است.
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
یخچال مادرجان شکوه وانگاره مفتخواری!
نقدی کوتا بر بخشی از سریال طنز چار خانه
پدیده ی مهاجرت جدا ازگوناگونی عوامل دخیل درآن، یک پدیده ی بین المللی میباشد، که تمامی کشورهای جهان، باآن درگیرند، تا حالا کنوانسیونهای مختلفی میان کشورها در سازمان ملل،درباره ی مهاجرت به تصویب رسیده که جمهوری اسلامی،هم،انان را امضا نموده است.
مهاجران افغانی نیز درچارچوب همین قوانین، سالهاست که درایران زندگی میکنند، چنانچه خیلی ازایرانیها در کشورهای دیگرجهان، زندگی مینمایند.
برنامه طنز چارخونه را که ازشبکه سه جمهوری اسلامی ایران، پخش میشود، تقریبا همه دیده اند ویا داستان آنرا شنیده اند،این برنا مه، بدلیل قابلیتهای سرگرمی وطنزش، توانسته ذهنیت جوانان زیادی را مشغول خود سازد وادبیات آن، درگفتگو های متعارف مردم، رسوخ نموده و وردهای طنز آمیززبان گروههای مختلفی ازجوانان ونوجوانان را تشکیل بدهد.
در طنز چارخونه بگونه ی طنزآمیز، زندگی مهاجران افغان، درایران وآمیختگی آن، بازندگی ایرانیان، بعنوان پدیده ای اجتماعی درکنار سایر مسایل اجتماع، به تصویر کشیده شده است؛ گرچند این برنامه بدلیل توجه به این پدیده وبه تصویر کشاندن برخی واقعیتها، کاری شجاعانه ازخود بروزداده وگوشه های محدودی ازتعامل افغانیان وایرانیان را نشان داده است اما میتوانست نگاه واقع بینانه تری را به این پدیده به تصویر کشاند.
طنز چارخونه دیدگاههای انتقادی زیادی را درمحافل فکری وهنری ایرانیان وافغانیان، موجب گردیده، برخی نوعی ادبیات وبرخی دیگر رفتار شخصیتهای اصلی داستان رابه باد انتقاد گرفته اند اما این قلم، از زاویه دیگر، به این برنامه طنز درصدا وسیما،پرداخته وداستان "یخچال مادرجان شکوه" را به خوانش انتقادی گرفته است، امید که فقط بعنوان یک دیدگاه انتقادی به آن نگریسته شود.
داستان آنست که هنگامه خواهر حامد(دوشنبه) وقتی ازولایت خود وارد چارخونه میشود واکنشهای مختلفی را درداخل چارخونه برمی انگیزد برخی ازسر مهمان دوستی ودلسوزی موافق حضور او وبرخی هم مخالفند، اما بلاخره همگی ناچارمیشوند وی را در کنار خود، درچارخونه، تحمل کنند؛ هنگامه وقتی میبیند همه خورد وخوراکش را ازیخچال مادرجان شکوه تهیه میبینند، اوهم بسراغ یخچال، میرود وعلی رغم طعنه ها وکنایه ها ازآن استفاده میکند.
با یک نگاه نمادشنا سانه،نشانه های در فیلم وجود دارد که میخواهد به بیننده گان خود القا کند که یخچال مادر جان شکوه درواقع ظرفیتهای کلان اشتغال ونعمتهای فراوان سرزمین ایران است که مهاجران ناخوانده بدون تعارف وبا پررویی تمام از نعمتهای داخل آن استفاده میکنند ودر یک کلام فیلم مهاجران را مفتخوارانی بی عاروسرباران جامعه ایران، معرفی میکند که بدون زحمت، بی آنکه بداند، این سرزمین تعلق به که دارد، درآن زندگی میکنند واوقات صاحبان خانه را تلخ میکنند.از همین رو من به دونکته در مورد این القای استاتیک اشاره میکنم:
1-از نقش رسانه ها اعم از تصویری وصوتی نمی توان غافل شد، بویژه آنکه رسانه رودی است که بر آستان مغز آدمها جاریست ذهنیت ونگرش آدمها را جهت میدهد وروزنه های آن را فرامیگیرد، حتا ضمیر ناخودآگاه آنان را بنحوی با القایاتی خاصی خود، آزین بندی میکند، بویژه رسانه تلویزیون که محبوبترین، گسترده ترین وموثرترین رسانه ها میباشد، ودر درون هرخانه از جایگاه ارزشمندی برخوردار است.
از کار کردهای مهم این رسانه، فرهنگ سازی است که با مدیریت ذهنی ومهندسی افکار واندیشه های مخاطبان خود میخواهد؛ فرهنگ دلخواه ومطلوب راجا بیندازد، آیا دادن ذهنیت مغشوش به مخاطبان وکاشتن کینه ونفرت میان پناهندگان وپناهدادگان، فرهنگ مطلوب میباشد؟
دوستی افغان من یکروزی درنانوایی از جانب یکمرد ایرانی مورد اهانت قرار گرفته بود ومرد ایرانی ادعا داشت که افغانها حق ندارد نان بگیرد زیرا حق ایرانیها میباشد وافغانها غاصب حقوق مایند ونان مارا میخورند.
طنز چارخونه دقیقا، این طرز تفکرغیر منطقی، را ترویج میکند درحالیکه پایه های اینگونه تفکرات ازخانه عنکبوت هم سست تراست زیرا با وجود چنین تفکری باید کره خاکی وعالم وآدم همه جابجا شوند تا عدالت اجرا وحقوقی پایمال نگردد. بی جهت نیست وقتی بلوتوثی پر ازابهام، در اطراف ورامین پخش میگردد ؛چندین منزل وصدها افغانی درکوچه وخیابان مورد اهانت ،ضرب وشتم لاتها واوباشهای محلات تهران قرار میگیرند چونکه برایند ذهنیت سازیها وفرهنگ سازیهای نظیر طنز چارخونه،همین میباشد.!
القایات برنامه چارخونه آثار مخرب وویرانگری براذهان نازک وخیال انگیز جوانان،میگزارد وذهنیتی را برای جوان مهاجر افغانی شکل میدهد که بناحق اورا مفتخوار وسرباری معرفی کره اند وازجانبی دیگر جوان ایرانی با دیدن فضولیها وخودشیرینیهای هنگامه ،شنبه ودوشنبه احساس میکند آنها دارد خانه ،داروندار،علقه ها وبستگیهای خانوادگیش ازآنان میگیرد.ومتاسفانه این احساس خوشایندی نیست وپیامدهای خطرناکی دارد.
ازیاد نبریم که دوملت افغان وایران ،گذشته تاریخی مشترک دارند وتمایلات بسیار عمیقی میان دوملت ونخبگان فرهنگی آن مبنی برقرابت وهمزادی وهمرنگی وجود دارد که سرنوشت مشترک را پدید میاورد اما دست اندرکاران چارخونه ظاهرا ازآن بیخبر میباشند.
2- انگاره مفتخواری وسرباری به افغانها، بی تردید، غیر واقعی ونچسپ میباشد زیرا برای دوست ودشمن معلوم است که افغانها درایران، دشوارترین کارها وصادقانه ترین زحمتها را انجام میدهند ودرتولید سرانه ملی، چرخه اقتصادی وصنعتی تاثیر گذارند حتا در
همین دوسه ماه اخیر وقتی افغانها را بصورت اجباری ازکشور خارج میکردند،قمت مصالح ساختمانی وکلا نرخ مسکن ،بصورت سرسام آوری افزایش یافت.
از جانبی دیگر طنز چارخونه به این انگاره غیر واقع بینانه اکتفا نکرده بلکه انگیزه افغانها را ازمهاجرت ، اشغالگرانه وسوء جلوه میدهد زیرا حامد ،شنبه وهنگامه با حیله ها ونیرنگهای زیادی میخواهند خانه را ازچنگ صاحبانش دربیاورند درحالیکه چنین دیدگاهی درمورد افغانها صحت ندارد وانگیزه افغانها در ایران نه اشغال وتصرف است بلکه حفظ جان،مال وناموس خود ازدستبرد تجاوزگران ، قهر طبیعت وناملایمات روزگاران میباشد که با برگشت آرامش ،ایجاد تمهیدات وزمینه های اشتغال همه بازخواهند گشت.
گذشته از کم لطفیهای متعارف ، درحق مهاجران افغانی، اینبار طنز چارخونه ، نوعی هجمه ی سازمان یافته وکانالیزه شده ی رابنمایش میگذارد که با صداقت افغانها درایران سازگاری ندارد، من، افغانهای رامیشناسم که درجبهات ایران، بدون کمترین چمداشتی، مشارکت کردند وبه شهادت رسیدند،امروزه باگذشتسه دهه ازحضور افغانها، ساخت وسازهای مسکن در بخش ساختمان،تولید پوشاک وکیف وکفش، تولیدات کشاورزی ومحصولات زراعی ازیادگاران ماندگار افغانها درایران میباشد که خود ایرانیها آنراقبول دارند لذا شایسته نیست با مردمان خدوم وکم توقع افغانی چنین رفتاری صورت پذیرد.
حال باتوجه به رسالت مهم رسانه اسلامی که میباید درچارچوب ارزشهای دینی وکرامتهای انسانی سیر نماید،آیا مغشوش ومشوش کردن اذهان ملیونها مخاطب ایرانی وافغانی،ایجاد کینه واحساسات دشمنانه میان آنان،اهانت به ادبیات وگویشهای محلی فارسی با کدامین معیار انسانی واسلامی میسازد وگذشته ازآن آیا زحمات ،کمکها وخیرخواهیهای مسئولین جمهوری اسلامی را را درطول سالهای جهاد ومقاومت،درباد هراسناک بددلی ودشمنیهای جاهلانه نمی سپارد؟؟ حداقل همانند مجیدی درفیلم باران جای پایی وآثاری، از گذار افغانها باقی میگذاشتید وخیرخواهی وانگیزه پاک افغانها را درایران مغشوش ومشکوک جلوه نمیدادید..
نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
ازگرایشات مائویستی تا تمایلات فمینیستی
نقدی برجمعیت انقلابی زنان افغانستان(راوا)
احمدی رشاد
تحولات و رخدادهاي سياسي پرشتاب دهههاي اخير در افغانستان، حاصل تعارض و تهافت سنت و مدرنيته در يك ديدگاه كلان و پرشمول، ميباشد تحولاتي كه با خشونت قرن بيست و الزاماتي خاص جهان دو قطبي، توام گرديده و تاثيراتي خاص خود را، بر جريان تعاملات سياسي، در كشور تحميل نمود. در اين فرايند جريانها، سازمانها و جنبشهاي سياسي و فكري زيادي در كشور پديد آمدند كه نميتوان آنان را بريده از تحولات سياسي قرن 20 تحليل و تفسير نمود زمانيكه نظامهاي سوسياليستي با قرايتهاي چيني و روسياش، به ايديولوژي عالمگير جهاني تبديل ميگرديد و قطب كمونيسم در نظام دو قطبي، از وزنهي قابل اتكايي برخوردار بود كمتر جرياني باورش بر اين بود كه روزي اردوي قدرتمند نظامهاي سوسياليستي در مقابل نظامهاي ليبرال دموكراسي، زانو ميزند به همين دليل احزاب و جريانهاي سياسي و فرهنگي كه در دهههاي 40 تا 60 شمسي شكل ميگرفتند، غالبا متاثر از فضاي سياسي و گرايشات حاكم بر نظام دو قطبي در جهان، با تمايلات سوسياليستي افراطي پديد ميآمدند حتي جريانهاي اسلام گرا و جريانهاي ليبرال، كه در آن عصر و زمان وجود داشتند. گر چند داراي تمايلات ملي و اسلامي بودند اما ادبيات سوسياليستي و سياسي چپ، بر منش و روش آنان غلبه مينمود و سايهي نامريي خود را بر تصميمهاي سياسي، تحميل ميكرد
نوشته شده توسط صادق در جمعه ششم مهر 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
چگونه گی رسانه ها
و
اثرگذاری آن ها بر رشد بشری افغانستان
تذکار: سلسله نوشتار که درپیش رخ دارید ازجناب پرتو نادری است که درکابل به زیر تحریر آراسته گردیده وبدلیل اهمیت رسانه ،نقش آن درتحولات سیاسی اخیر وتکثر رسانه های نوشتاری ، تصویری وگفتاری درکشورونیز اطلاعات دقیق وتحلیل موشکافانه که ایشان ازنقش رسانه ارائه داده اند، لازم دیده شد آنرا در راه روشن انعکاس دوباره بدهم.
بخش اول
آيا جهان بزرگ ما به دهکدهء کوچکی بدل شده است ؟
اين روز ها در حقيقت اين گفته کمتر کسی شک میکند. برای اثبات چنين گفته يی شايد بتوان دلايل زيادی ارائه کرد؛ ولی بدون ترديد يکی از دلايل مهم رشد و توسعه شگفتی انگيز مطبوعات پس از نيمهء دوم سدهء بيستم بدين سو می تواند بود .
با اختراع راديو، تلويزيون و اخيراً کامپيوتر و شبکهء جهانی انترنيت و پيدايي نشريه های برقی ديگر هيچ جای ترديدی باقی نمانده است که جهان ما به دهگدهء کوچکی بدل شده است و اما اهميت مطبوعات و رسانه ها تنها در اين نيست که توانسته است جهان را به دهکده يي بدل کند؛ بلکه مطبوعات در امرشناخت و تاثير متقابل فرهنگ جوامع گوناگون بشری بر يکديگر نيز نقش گسترده يی دارد.
نوشته شده توسط صادق در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
جمع اوری مهاجران افغان درایران باقساوت قلب انجام میگیرد.
طلبه ای علی رغم داشتن اقامت توسط ماموران انتظامی ایران به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت و بازداشت گردید.
طلبه اهل کشور مغولستان بدلیل همرنگی با افغانهای ساکن قم کتک خورد.
دوتن ازنما یندگان طلاب بدلیل اعتراض به رفتار ظالمانه ماموران با مهاجران هموطن به مدت دوازده ساعت بازداشت ومورد بازجویی قرار گرفتند.
نوشته شده توسط صادق در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
آزادي در دنيا، يكي از مفاهيم و واژههايي است كه در طول تاريخ، بسياري از مردمان، ملتها و نحلهها آن را ستودهاند و از آن به عنوان حياتيترين اصل در زندگي و حيات جمعي، نام بردهاند. در زمان معاصر هم، تمامي ملتها و تمدنها از آزادي ستايش به عمل ميآورند و جهت دستيابي به آزادي از دل و جان مايه ميگذارد.
نوشته شده توسط صادق در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
سفرنامه
فرجام جهل و قبیله اندیشی
از محضر مسافران تا منظر مخاطبان!
سخنی باشاعران معاصر کشورم
تارهای عنکبوتی بجای جالهای فرهنگی
یخچال مادرجان شکوه وانگاره مفتخواری!
از گرایشات مائویستی تا تمایلات فمینیستی
نقش رسانه ها بر تاریخ تحولات سیاسی درافغانستان
طرد مهمان بابیرحمی تمام توسط میزبان
طبیعی پنداری ازادی در دیدگاه کلاسیک
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY